۱۳۸۸ شهریور ۶, جمعه

نوشابه تگری

هوا گرمه، خیس عرقی، اونقدر که پیرنت به تنت چسبیده. شیشه نوشابه رو به صورتت می‌چسبونی، وای چه خنکه، چه حالی می‌ده. می‌خواهی یک قولوپ بخوری، اما قبل از اینکه سر شیشه رو بزاری روی لبهات، یک لحظه فکر کن. به این فکر کن که این سر شیشه کجاها می‌تونه رفته باشه.

۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه

تكرار

گفتم برم ببينم چي شد كه احسان طبري تئوريسين ماركسيست و يكي از اعضاي حزب توده بعد از دستگيري، عقايد قبليش رو كاملن كنار گذاشت و خودش رو نفي كرد و حتي كتاب "كژراهه" رو كه در اون از گذشته خودش انتقاد كرده رو هم نوشت، چيزي كه دستگيرم شد اين بود كه تاريخ بي كم و كاست تكرار مي شود!

پي نوشت: اين فكر توي دستشويي به ذهنم رسيد!!!