در میان امواج خروشان آب محکم و استوار ایستاده بود خیره شده بود به چشمان من، انگار نه انگار که این دفعه سومی بود که سیفون را می کشیدم.
۱۳۹۴ شهریور ۳۱, سهشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)
در میان امواج خروشان آب محکم و استوار ایستاده بود خیره شده بود به چشمان من، انگار نه انگار که این دفعه سومی بود که سیفون را می کشیدم.