همینطور که داشتم انار رو دون می کردم تا بخورم, اومد و ایده اش رو داد. گفت از برنامه آشپزی سامان گلریز یاد گرفته. پاشو کرده بود توی یه کفش که الا و بلا باید آب انار رو اینطوری بگیریم چون سامان گلریز گفته!!!!
گفت اول باید پوست انار رو با چاقو جدا کنی, بعد انار کامل رو که پوستش جدا شده توی میکسر بریزی, بعد دستگاه رو روشن کنی,بعد از یک دقیقه آب انار آمادست.
همه کارها دقیق و درست مطابق با برنامه ! پیش رفت فقط تیکه آخرش که باید آب انار آماده می شد,آب ان ار آماده شد!
خلاصه که 4 تا انار رو البته انار نه! آب ان ار رو ریختم دور.
بعد از یه ساعت اومده می گه اون دستوری که گفتم واسه پرتغال بوده نه انار!!!
۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه
۱۳۸۸ مهر ۲۳, پنجشنبه
مشقت
امروز مجبور شدم از عمق وجود دستشویی خونه چیزی بیرون بیارم. برای این کار زانو زدم و دستم رو تا کتفم فرو بردم توی کاسه. تقریبا از آرنجم لولهی چاه شروع میشد. با تلاش و زجر تونستم اشیاء ته نشین شدهی سیفون رو با نوک انگشتام لمس کنم . زیر ناخنامم تا تونست از این رسوبات ته نشین شده پر شد. بدتر از همه مجبور شدم هر چی که اونجا بود رو در بیارم بیرون.
آخه خوب نیست روز اول کار یه دستشویی گچ و سیمان تهش باشه.
آخه خوب نیست روز اول کار یه دستشویی گچ و سیمان تهش باشه.
اشتراک در:
پستها (Atom)